محمد تقي جعفري

289

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

82 ، 93 - فاعلموا - و أنتم تعلمون - بأنّكم تاركوها و ظاعنون عنها ، و اتّعظوا فيها بالَّذين قالوا : * ( « مَنْ أَشَدُّ مِنَّا قُوَّةً » ) * ( 1 ) حملوا إلى قبورهم فلا يدعون ركبانا ، و أنزلوا الأجداث فلا يدعون ضيفانا ، و جعل لهم من الصّفيح أجنان ، و من التّراب أكفان و من الرّفات جيران ، فهم جيرة لا يجيبون داعيا ، و لا يمنعون ضيما ، و لا يبالون مندبة . ( پس بدانيد - و شما مىدانيد - كه اين دنيا را رها خواهيد كرد و از آن كوچ خواهيد نمود و پند بگيريد از [ عاقبت زندگى ] آنان كه گفتند : « كيست نيرومندتر از ما » آنان به گورهاى خود برده شدند بدون اين كه در حالت سوارى دعوت شوند ، و به قبرها فرود آمدند بدون اين كه مهمان خوانده شوند و براى آنان ، از زمين قبرها و از خاك كفنها و از جسدهاى پوسيده ، همسايگان ساخته شد ، همسايگانى كه هيچ دعوت كننده اى را پاسخ نگويند و هيچ تجاوز و تعدى را از خود دور ننمايند و توجهى به ناله كننده اى ندارند . ) دريغا كه مردم معمولى ، سفر مرگ را بدون دعوت و باجبار قوانين طبيعت ناآگاه تلقى ميكنند همان گونه كه مردم معمولى ورود به اولين جايگاه بذر آدمى و گشودن چشم به اين دنيا را مستند به اجبار قوانين طبيعت مىانگارند ، همين طور خروج از دروازهء زندگى و ورود به آستانهء ابديت را نيز يك جريان ناآگاه كه معمولى از عوامل طبيعت است ، تلقى مىكنند البته چنان نيست كه همان مردم معمولى هم به هيچ صورتى به ياد مرگ نباشند و در همهء احوال آن را يك جريان طبيعى بدانند كه هيچ معنائى

--> ( 1 ) فصلت آيه 15 .